۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

ایران زیبای من

‫حقیقت اینه که کشورمون جای خیلی کثیفی شده. حقیقت اینه که توی کشور ما کارهای خیلی زشت و کثیفی انجام می شه و اتفاقات خیلی ناگواری برای مردممون می افته. حقیقتا وقتی این متن رو خوندم، منقلب شدم. آخه می دونید من عادت دارم که تو فکرم سیمیولیشن انجام بدم و متاسفانه وقایعی که توی سیمیولیشن رخ داد اصلا وقایع جالبی نبود. از طرفی من به طرز عمیقی به Butterfly effect اعتقاد دارم. تصمیم گرفتم که از این به بعد شروع کنم به بال بال زدن در این مورد تا شاید وضع بهتر بشه.
حقیقت اینه که دزدیدا بچه ها و فروش کلیه آنها خیلی سود دارد. مثلا منه مهندس کار کنم فوقش ساعتی 8 تومن بگیرم، ولی یه کلیه رو می شه (قیمت بازار رو دقیقا ندارم!) 8 تومان فروخت. هر آدم منطقی ای که یه جو وجدان نداشته باشه، براش مسلمه که فروش کلیه بهتره.
چه کنیم؟ من ایران زیبایی می بینم که در آن کلیه خرید و فروش نمی شود، یا حدالقل کمتر خرید و فروش می شود. ولی هر چیزی دلیلی دارد. اگر کسی کلیه خرید و فروش می کند باید دلیل داشته باشد و اگر کسی این کار را نمی کنید نیز باید دلیل داشته باشد. چرا ممکن است کسی کلیه خرید و فروش نکند. شاید دلیلی ساده این باشد که اگر نکند مادرش نمی میرد. همه چیز به هم وصل است. قوز به قلنج، کلیه به دماغ.
من که دیگر قاطی کردم.

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

لنگر در اسلام

حکومت بسیار ناجوانمردانه بازی می کند. اصول بازی حکومت مبتنی بر لنگر انداختن در اسلام است یعنی تا می تواند پایه های خود را با پایه های اسلام محکم می کند و این موضوع را می توان در اعمال مختلف دولت مشاهده کرد. اینگونه عملکرد حکومت منجر به این شده که با سست شدن پایه های حکومت پایه های اعتقادی مردم نیز سست بشود. در عمل حکومت جهت استحکام خود از اسلام استفاده می کند ولی با اینکار اسلام را سست کرده است. ممکن است سست شدن اسلام هم اکنون قابل مشاهده نباشد، ولی در صورتی که حکومت مقداری انعطاف به خرج دهد و یا اینکه سقوط کند، این عدم اعتقاد مردم بسیار نمایان خواهد شد.

در واقع حکومت لنگر در اسلام انداخته و آن را با خود می برد!

من اعتقاد به صلح دارم

‫ما چه می خواهیم؟ سئوالی است که شاید در ذهن ها می چرخد. اعتقادات من شاید جوابی باشد به بعضی از این سئوال ها. یک قسمت فرعی از ااعتقادات من این است که شاید اعتقادات من صحیح نباشد و این شاید آن چیزی است که ما می خواهیم. یعنی می خواهم افراد اگر هم به طور حتم به موضوعی اعتقاد دارند اجازه تفکر آزاد را از بقیه سلب نکنند. بنابر این اصل، شاید همین نوشته بیانگر اعتقادات مردمی که هم اکنون قیام کرده اند نباشد.

حال اصل مطلب. ما به همکاری و همفکری اعتقاد داریم. ما به دست داشتن تمامی مردم در اداره جامعه و حکومت اعتقاد داریم. ما به گوسفند فرض نکردن مردم اعتقاد داریم. ما اعتقاد داریم که همه باید بدانند و یا حدالقل هر کسی که می خواهد باید بتواند که حقیقت را بداند و هر کسی باید بتواند نظر خود را اعلام کند. در نهایت ما به صلح اعتقاد داریم.

بنابر این اعتقادات ما چگونه عمل خواهیم کرد. ما به صلح اعتقاد داریم، لذا دست از خشونت خواهیم کشید. ما به دانستن حقیقت اعتقاد داریم لذا دروغ نخواهیم نوشت. ما به همکاری و هم فکری اعتقاد داریم لذا تا زمانی که اجازه همکاری و هم فکری داده نشود به گونه ای عمل خواهیم کرد که به ضرر حاکمان تمام شود، حتی اگر به ضرر ما باشد. ما به گونه ای بازی خواهیم کرد که این بازی یا برد برد باشد یا باخت باخت.

پی نوشت. حقیقتش خیلی دلم می خواهد چند تا بسیجی رو بکشم. این رو نوشتم تا شاید جلوی خودم رو گرفته باشم.

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

از کجا زندگی کردن در یک حکومت دیکتاتوری را می توان تشخیص داد

‫چندین نشانه جهت تشخیص حکومت دیکتاتوری وجود دارد که در زیر به آنها اشاره خواهیم کرد:
1- ترور شدن مخالفین دولت توسط اپوزاسیون های نظام
2- وجود عکس پیشوای محبوب بر روی در و دیوار ساختمان های دولتی
3- توزیع ساندیس و مخلفات در هنگام برگزاری تظاهرات مردمی
4- توزیع باطوم هنگام تظاهرات غیر مردمی
5- اعلام وجود آزادی بیان توسط زندانیان سیاسی
6- ترقیب مردم به جلوگیری از اصراف و ترویج و تشویق ساده زیست بودن
7- خوب بودن رئیس جمهور و بد بودن دشمن
8- وجود عوامل نفوذی و اغتشاش گر بیگانه در بین مردم
9- کاهش بیکاری و افزایش سطح زندگی در هنگام رکود جهانی
10- کاهش بیکاری همیشه


۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

کره شمالی، کره جنوبی، ایران

برای اونها که همه چیز رو تقصیر مردم می اندازند.

‫کره یکی بود. بعد از جنگ جهانی دوم ابر قدرت ها کره را نصف کردند، یکی شد شمالی، دیگری شد جنوبی. آدم ها یکی، سیستم ها متفاوت. یکی برای پیشرفت طراحی شده بود و دیگری برای گسترش فرهنگ خودش. الان جفتشون هنوز هستند. تو یکی مردم آزادند و در حال پیشرفت و در دیگری هنوز موبایل و اینترنت وجود ندارد، مردم گشنه اند و نیاز به کمک های چین برای سیر کردن مردم دارند.

تاثیر سیستم بر کیفیت زندگی مردم بی همتاست. مردم ایران، افغانستان و آمریکا همه همون آدمند، فقط نظامی که بینشون وجود داره متفاوت است. پس لطفا دیگه نگید مردم فرهنگ ندارند.

یه نکته دیگه هم که لازم است بهش اشاره کنم اینه که متاسفانه انگار ایران تو نیم کره شمالی قرار گرفته.