۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

من اعتقاد به صلح دارم

‫ما چه می خواهیم؟ سئوالی است که شاید در ذهن ها می چرخد. اعتقادات من شاید جوابی باشد به بعضی از این سئوال ها. یک قسمت فرعی از ااعتقادات من این است که شاید اعتقادات من صحیح نباشد و این شاید آن چیزی است که ما می خواهیم. یعنی می خواهم افراد اگر هم به طور حتم به موضوعی اعتقاد دارند اجازه تفکر آزاد را از بقیه سلب نکنند. بنابر این اصل، شاید همین نوشته بیانگر اعتقادات مردمی که هم اکنون قیام کرده اند نباشد.

حال اصل مطلب. ما به همکاری و همفکری اعتقاد داریم. ما به دست داشتن تمامی مردم در اداره جامعه و حکومت اعتقاد داریم. ما به گوسفند فرض نکردن مردم اعتقاد داریم. ما اعتقاد داریم که همه باید بدانند و یا حدالقل هر کسی که می خواهد باید بتواند که حقیقت را بداند و هر کسی باید بتواند نظر خود را اعلام کند. در نهایت ما به صلح اعتقاد داریم.

بنابر این اعتقادات ما چگونه عمل خواهیم کرد. ما به صلح اعتقاد داریم، لذا دست از خشونت خواهیم کشید. ما به دانستن حقیقت اعتقاد داریم لذا دروغ نخواهیم نوشت. ما به همکاری و هم فکری اعتقاد داریم لذا تا زمانی که اجازه همکاری و هم فکری داده نشود به گونه ای عمل خواهیم کرد که به ضرر حاکمان تمام شود، حتی اگر به ضرر ما باشد. ما به گونه ای بازی خواهیم کرد که این بازی یا برد برد باشد یا باخت باخت.

پی نوشت. حقیقتش خیلی دلم می خواهد چند تا بسیجی رو بکشم. این رو نوشتم تا شاید جلوی خودم رو گرفته باشم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

‫اون گزینه ناشناس واسه کسانی هست که مشخص شدنشون براشون مشکل داره، مثلا یارو تو ایرانه و می‌خواهد یه چیزی بنویسه که ممکنه مقامات به خاطرش اذیتش کنن.
اگه به دلیل دیگه‌ای مشخصه‌تون رو نمی‌گذارید لطفا کامنت نذارید. آدم باید پشت حرفش وایسه. مرسی