۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

نیمه پر لیوان

حداقل وقتی سرعت اینترنت در حد افتضاحه می‌دونیم که دولت بد جوری ضربه خورده که این ژانگولر بازی‌ها رو در میاره

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

ad block plus قلیرت

‫این ad block plus رو سیستم ف*ی*ت*لل*ر ایران چه حالی می‌ده. حدالقل این جوری مجبور نیستیم اون صفحه دیپرس کننده رو ببینم :) تازه یه کم هم می‌خندم حال می‌کنم :)
‫ad block plus یه پلاگین برای فایر فاکسه که باهاش می‌تونید تبلیغات رو از صفحات وب حذف کنید

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

ژانگولر بازی مشایی

انتخاب تیتر سخت بود. دوتا تیتر دیگه هم به کلم رسید یکی «چه می‌کنه این مشایی! با صدای فردوسی پور» بود و دومی هم «این مشایی چه می‌کنه؟» بود.
‫به زبون ساده بگم. مشایی جدیدا یه حرفی زده و رسانه‌هایی هم برای آقا آخ آخ آخ کردن.برای آدم عاقل دو تا سئوال پیش می‌آد. اول که تو مملکتی که یکی اگه جیکش در بیاد مرتد و کافر و فتنه گر هست و حکم اعدامش هم اعلام می‌شه این آقا چرا و با چه جرعتی اومدی این حرف رو زده. و دوم اینکه چرا آقایان کفن پوش نمی‌شوند. 
‫دو تا حالت می‌تونم در نظر بگیرم اول اینکه آقای مشایی قصد داره که در انتخاب ریاست جمهوری شرکت کنه و برای همین لازمه که زیاد مورد نفرت مردم نباشه. برای همین آقا شروع کرده به لگد پرانی به مقدسات تا یه مقداری از مخالفان حکومت دینی رو بخودش جذب کنه. البته واضحه که به لطف الطاف پنهان و غیرپنهان الهی اگر ایشون در انتخابات شرکت کنه حتما پیروز میدان خواهد بود. ولی خب پیچوندن انتخابات هر چه قدر که طرفدار بیشتر داشته باشی راحت‌تره. چه مدیر آینده نگری خواهد شد ایشون ...
‫یک احتمال دیگه ای که وجود داره اینه که خب یارو کلا شاسکول و شنگوله و واقعا اینجوری فکر می‌کنه. ولی چون فامیل احمدی‌نژاد کسی کاریش نداره.
در هر صورت کافیه که یه ۳ سال دیگه صبر کنیم تا ببینیم کدوم حالت هست.‫

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

پیرزن


چهارتا دیوار گچی، سه تا پشتی، کرسی.
و یه زن، 
پیری از تعداد نفسهایش پیداست 
با صدای قهقه‌های بلند می‌خندد
 ‫و از آن کودکی خود به برون می‌پاشد.

روح تاریخ به تنش نزدیک است.

خوب می‌داند که بهشتش اینجاست.
روی یک کاغذ نیمه پاره
با یه خورشیدک زرد و یه درخت و یه رود.

اونور دیوارش هنوز
می‌زند باران زمستان آهنگ
ولی اینجا گرم است.

گرمی‌اش از خنده است
و نگاه کودک
با یه دست نازک
و سه تا چایی سرد.


۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه

سرم را

‫سر خود را بیافکن
و سر من را بلند آر
که این سر از تن آزاد است و
 جلاد آن سر تو بر تنت بار.‫

تیز کردن تبر

‫قبل از هر کاری اول لبه تبرت رو تیز کن ولی مهم‌تر اینکه لبه تبر اونوره آی کیو.

تعداد قلیل

‫‫چه بسا تعداد قلیلی احمق برینن به هیکل تعداد کثیری آدم منطقی
‫---آیات نیمه الهی

۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

فقر

‫آقا قیمت اوتوبوس ها رو می‌خواهند زیاد کنن، می‌گن که فقیریم. می‌خواهن هزینه یه فیلم رو که با گوشتشون درست کردن از مردم بگیرن، می‌گن که به فکر فقیر‌ها باشید. تلویزیون و رادیو هم که پشت سر هم کمک به مستمندان کمک به بیچارگان کمک به ...
‫یکی نیست بگه که این فقرا که هستند، به خاطر شما هستند!
‫دو ثانیه نه دوثانیه بیاید فکر کنید. فقیر از فضا می‌آد؟ فقیر از شیکم ننه‌اش که می‌افته بیرون فقیره؟ فقیر چیه؟ فقیر چرا بی پول و گدا و ندار شده. نه عزیزم بیشتر اوقات فقیر عبارت است از آدمی که وقتی ۲۰ تا ۴۰ سالش بوده (یا هست) حال نداشته کار کنه و البته باباش هم احتمالا پول نداشته. خود من اینقدر آدم دیدم که گلیم خودشون رو از وضع بد کشیدن تو وضع خوب. یارو حال نداشته حالا هم داره تقاصش رو پس می‌ده. باشد درس عبرتی برای دیگران.
بعضی ها ممکنه که بگن که الان یارو هست ۲۰ سالشه ولی کار گیر نمی‌آد‫. اولین سئوالی که پیش می‌آد اینه که باید بپرسین که وقتی ما یه سال پیش می‌خواستیم وضع رو عوض کنیم اومد کمک یا نه، حاظرم شرط ببندم که بالای ۹۰ درصدشون نیومدن. از این استدلال‌ها هم ما خیلی شنیدیم که «اینا همش یه مشت پول پول دارن» «بی دردها» و ... آره عزیزم ما بی دردیم چون وقتی لازم باشه خودمون رو جر می‌دیم. آره عزیزم ما پول داریم چون خودمون یا بابامون گشاد نبوده (البته ممکنه که یکی مون شارلاتان بوده باشه ها ول در هر صورت گشاد نبوده!). و تو فقیری به خاطر اینکه  تنبلی، در همه ابعاد.
‫لب کلام فقیره نه به خاطر اینکه بی‌پوله بلکه به خاطر اینکه گشاده، به خاطر اینکه احمقه، به خاطر اینکه حقشه که باشه.

‫در نهایت هم اضافه کنم که فقیر رو خود ما ها هم درست می‌کنیم، چه جوری؟ بهش سوبسید می‌دیم که فقیر بمونه، بهش پول می‌دیم که گدایی کنه که یه بحث دیگه است

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

حالم بهم می‌خوره

‫از این بلاگ‌های بی نام و نشان (یعنی اصلا نمی‌تونی بفهمی که کار کدوم خریه) که از ۲ سال پیش شروع به فعالیت کردند و همشون هم لینک دادند به سایت خربری و چیتوز. همشون هم انگار از شیکم ننشون افتادن بلاگ نویس بودن.

‫از اون آدم‌های کور.

نتونستن پیشرفته

‫می‌دونم که ۲۵ سالم بیشتر نیست ولی با توجه به اینکه خیلی خیلی خیلی زیاد با کامپیوتر کار می‌کنم، می‌تونم به صحت این موضوع حدالقل در موارد کامپیوتری قسم بخورم که آقا وقتی داری یه کاری انجام می‌دی همین که گیر می‌کنی پشت یه کار و هی سعی می‌کنی حلش بکنی این خودش کاره، این خودش پیشرفته. پا نشو برو بگیر بخواب یا چه می دونم پس (به کسر پ) بزن یا بلند شو برو تفریحات یا (اگر هم می‌ری حواست باشه یه جوری بری که اونجا بتونی کار کنی). باید بشینی و خودت رو جر بدی.

‫این رو به خاطر این می‌نویسم که خیلی دیدم افراد تازه کار (با کامپیوتر و کلا تولید نرم‌افزار-سخت‌افزار) رو که انتظار دارند که وقتی که می‌خواهند یک کار رو انجام بدهند، انتظار دارند که صبح بشینن کار رو انجام بدن و شب بلند بشن. بعد وقتی که می‌خواهند کار رو انجام بدهند اغلب تازه متوجه ابعاد کار می‌شوند، دو یا سه جا گیر می‌کنند و در نهایت کار رو رها می‌کنند.

‫کار کامپیوتری اینطور نیست! برای اینکه یک کار انجام بشود اغلب لازم است که خودمون رو جر بدهیم. البته هرچه تجربه‌تان بیشتر باشد میزان جر کمتری لازم است، ولیکن همین تجربه نیز به قیمت جرهای قبلی بدست می‌آید. واقعا جهت انجام یک کار بیشتر اوقات لازمه که زمان درست حسابی برای اون کار بگذاری و حتی چند تا پیاده سازی مختلف داشته باشی.

‫البته این اشکالی نداره که قبل از شروع یه کار آدم ساده سازی کنه و با این ساده سازی‌ها امکان سنجی کنه، یعنی ببینه که کار اصلا شدنی هست یا نه. ولی موقع پیاده‌سازی و طراحی و تصمیم گیری اصلا نباید موضوع رو دست کم بگیرید. ‫وقتی که شما این کار رو می‌کنید پشت هر مشکلی که می‌رسید شروع می‌کنید به خودتون فید بک منفی دادن، تا اونجایی که کم کم انگیزه کار کردن رو از دست می‌دید.
‫در واقع هنگام انجام کار لازمه که به مشکل بربخورید، اگر نمی‌خوردید یکی دیگه اینکار رو قبلا انجام‌ می‌داد، و بعد هم لازمه که خودتون رو سر تک تک مشکلات جر بدید. توی اینترنت سرچ کنید، سئوال کنید، آزمایش کنید مقاله و کتاب بخونید و ... و انجام یک کار همه اینها هست و اینها پیشرفت شماست.

‫در نهایت آنقدر کار کنید که کلا روش‌های حل مسئله رو یاد بگیرید.

۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

محمود فخی

با توجه به ثبت سید دکتر محمود احمدی... به عنوان مفاخر فرهنگی پیشنهاد می کنیم از اصطلاحات زیر جهت ازدیاد تفخیر مملکت اسلامی استفاده شود:


شما بزغاله‌ها ...
آن گوساله‌ها...
ای کره‌خر ...
بگم، بگم؟ بگم ننه‌ات رو کجا دیدم؟
ممه رو آخر پاییز می‌شمرند.
ممه دیدی ندیدی.



البته مهم است که خالی‌بندی و دروغ هم به وفور استفاده شود، چند نمونه جهت استفاده ارایه می‌شود.
یه دختر بچه ۲ ساله ایرانی قبل از نیوتن معادله شرودینگر رو توی کهنه‌اش نقشنگاری کرده بود. می‌گی نه بیا ثابت کن!
ایران و سومالی دو کشور اصلی در تولید علم در دنیا هستند. برای مثال مقاله: «تاثیر جهت شویش مخرج بر قوز» تحولی بنیادین را در دنیا ایجاد کرد.
کومور قبل از ادیسون از ارتباطات بیسیم استفاده می‌کرده. دود و اینها
پیشرفت مخابراتی مخابرات در طول ۳۰ سال بسیار چشم گیر بوده است، به طوری که تعداد مشترکین موبایل از صفر به میلیاردها رسیده است.
ایران از ۷ قدرت برتر جهان است. (این یکی رو نمی‌دونم چه جوری بسته ولی انگار خر قوی زیاد داریم.)


۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

کمک به فقرا


پولتان زیادی کرده؟ احساس ترحم می‌کنید؟ می‌خواهید که پول بدید به یه گدا یا یه فقیر یا یه دست فروش یا مووسسه‌ای، جایی؟ دست نگه دارید!

واقعا فکر می‌کنی که مشکل همین یه نفره؟ همین ده نفره؟ همین ۱۰۰ نفره؟ می‌دونی روزانه چند نفر تو بیمارستان به دلیل بی توجهی نفله می‌شن؟ می‌دونید که چند نفر به دلیل احمال کاری ناقص به دنیا می‌آیند؟ می‌دونید که چند نفر تو تصادف جاده‌ای می‌میرند؟ (از تعداد کشته‌های عراق و فلسطین بیشتره ضمنا). می دونید میانگین عمر مردم توی تهران ۴۹ ساله؟ و صد البته که این اتفاق‌ها می‌تونه نیافته. می‌شه کشوری داشت مثل آلمان با یک هشتم نرخ مرگ و میر جاده‌ای یا سویس با ۱ و نیم برابر (فکر کنم) امید به زندگی بیشتر یا خیلی کشورهایی که گلوی پزشک رو به خاطر یه اشتباه می‌جوند.


خداییش خجالت نمی‌کشید؟ همین دو روز پیش رفتید پول ریختید به حساب دولتی که دلیل همه این بدبختی‌هاست، بعد حالا می‌خواهی به این مادر کمک کنی؟ یا داری تو شرکت دولتی‌ای کار می‌کنی، برای همون دولتی که این بچه رو توی تابستون وسط خیابون نگه می‌داره، بعد فکر می‌کنی یه بسته آدامس می خری داری لطف می‌کنی؟

برادرهای بی سی جی که بدتر! آقایون برای بدبخت نگه داشتن این‌ها کلی پول گرفتن، باتوم چرخوندن، کلی خوزعبلات نوشتن. کلی مستقیم یا غیر مستقیم (از طریق بابا یا مامان!) از توبره خوردند، توبره‌ای که جون این بچه‌ها توش ریخته بود بعد فکر می‌کنی که یه بسته کبریت می‌خری داری آتیش می‌زنی به مالت؟

آقا می‌خواهید به این مردم کمک کنید؟ اگه تخصص دارید که یا از هرگونه شرکت دولتی یا شرکتی که برای دولت کار می‌کنه بزنید بیرون، یا بهتر اصلا برید خارج. تازه وقتی که رفتید خارج می‌تونید بدون بدبخت نگهداشتن مردم بهشون کمک کنید. چه می دونم پول بدید مدرسه بسازند هزینه آموزش بچه‌ها رو بدید و ...

اگه تخصص ندارید، حدالقل به حماقت مردم دامن نزنید. می‌خواهی نماز بخونی همون خونه بخون. چته می‌ری جلو دوربین نمازجمعه جیم الف؟ که بگی که آره من هم پول بچه‌ یتیم می‌خورم؟ اون عکس چیه چسبوندی گوشه بقالیت؟ واسه اماکنه؟ یه کم فشار رو نمی‌تونی تحمل کنی؟

و صد‌ها چیز دیگر...




۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

تیغ طوفان بر تن

تیغ طوفان بر تن‫،
    ‫برگ‌ها می‌ریزند.
می‌سرایند ولی،
    ‫با صدای طوفان
که دگر روز دوباره خواهم،
    ‫بر سر شاخه یک سرو بلند
    ‫یا تن یک گل یاس،
        ‫نفسی تازه کنم.
‫بال بگشایم و آماده کنم،
    ‫خود را
        ‫من برای پرواز.




۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

virtuawin ...

... is much better than desktops. Thanks to sysinternals anyways though, they have been helpful.

With virtuawin you can:
do most things that desktops can do plus
change background for different desktops (plugin required).
have up to 20 desktops
use your tablet in different desktops.
the winkey+[r,d,e] shortcuts work.
it's much quicker.

On a positive note though, desktops is much smaller of a program.

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

سال همت مضاعف و تعطیلی

‪به به! به این می گن همت مضاعف محمود برامون یه هفته کامل رو تعطیل کرد.‪‫

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

در عجبم

می گوید چشم من را ببندید تا بهتر ببینم، گوشهایم را ببرید تا بهتر بشنوم و دست هایم را قطع کنید تا بهتر عمل کنم. سپس می نشیند و دعا می کند که پیشرفت کند. با این می گویند بسیجی
بد از آن کسی که جامعه خود را کر و کور و نا توان می کند تا همه با هم پیشرفت کنند. به این می گویند بسیج 20 میلیونی.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

Blender

‫در این برنامه صفحه اصلی به سه قسمت تقسیم می شود. در قسمت اول که در بالای صفحه قرار دارد اطلاعات کلی در مورد صحنه کنونی ، نسخه برنامه نوشته شده است.
قسمت بعدی پنجره سه بعدی نامیده می شود. این نوع پنجره برای ساختن انواع اشیای سه بعدی بکار می رود. مربع صورتی رنگ در وسط آن ، صغحه استاندارد نامیده می شود. این صفحه صورتی است زیرا امنتخاب شده است. مثلث سیاه رمنگ در پایین پنجره ، دوربین است /. نقطه زرد رنک در چپایین تالامنپ می باشد. خظطوط خامکستری رنگ که جهنت تنظیم اشیا در دنیای سه بعدی استفاده می شئوند، خطوط شبکه ای هستند. بعلاوه سیاه رنگ با دوایر قرمز و سفید رنگ، نشانگر سه بعدی است. شما می توانید آن را در هر نقطه در فضای سه بعدی قرار دهید. میتوان ار از آن برای مشخص کردن حایی مکه می خواهید شی خدیدی را اضاقه کنید استفاده نموئد. همجنین به عنوان مرکز چرخش و تقییر اندتازه بکار میرود.
در پایین پنجره ای بنام پنجره کلیدها ، قرار دارد. شما می توانید در این پنجره اطلاعات زیادی را در مورد صحنه خود ویرایش نمایید. مواد، نور، تنظیمات انیمیشن، تنظیمات صحنه در اینجا قرار دارند.
هر چپنجره دارای یک سر ثصفخحه می باشد. سر صفحه پنجره سه بعدی در پایین آن ثقرار دارد. شما می نتوانید مکان آن را با کلیک راست بر روی آن و انتخاب گزینه پرش به سمت بالا "جابجایی سر صفحه "، تغییر دهید. به دکمه ای که در انتها در سمت چپ قرار دارد، دقت نمایید. این در تمام پنجره ها وجود دارد.
در اصطلاحات بلندر به آن دکمه لغزنده گفته می شود. اگر شما بر روی آن کلیگ چپ کنید منویی ظاهر می شود که دارای تعدادی آیکون مختلف است. هر آیکون با یک نوع پنجره در ارتباط است.

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

ایران زیبای من

‫حقیقت اینه که کشورمون جای خیلی کثیفی شده. حقیقت اینه که توی کشور ما کارهای خیلی زشت و کثیفی انجام می شه و اتفاقات خیلی ناگواری برای مردممون می افته. حقیقتا وقتی این متن رو خوندم، منقلب شدم. آخه می دونید من عادت دارم که تو فکرم سیمیولیشن انجام بدم و متاسفانه وقایعی که توی سیمیولیشن رخ داد اصلا وقایع جالبی نبود. از طرفی من به طرز عمیقی به Butterfly effect اعتقاد دارم. تصمیم گرفتم که از این به بعد شروع کنم به بال بال زدن در این مورد تا شاید وضع بهتر بشه.
حقیقت اینه که دزدیدا بچه ها و فروش کلیه آنها خیلی سود دارد. مثلا منه مهندس کار کنم فوقش ساعتی 8 تومن بگیرم، ولی یه کلیه رو می شه (قیمت بازار رو دقیقا ندارم!) 8 تومان فروخت. هر آدم منطقی ای که یه جو وجدان نداشته باشه، براش مسلمه که فروش کلیه بهتره.
چه کنیم؟ من ایران زیبایی می بینم که در آن کلیه خرید و فروش نمی شود، یا حدالقل کمتر خرید و فروش می شود. ولی هر چیزی دلیلی دارد. اگر کسی کلیه خرید و فروش می کند باید دلیل داشته باشد و اگر کسی این کار را نمی کنید نیز باید دلیل داشته باشد. چرا ممکن است کسی کلیه خرید و فروش نکند. شاید دلیلی ساده این باشد که اگر نکند مادرش نمی میرد. همه چیز به هم وصل است. قوز به قلنج، کلیه به دماغ.
من که دیگر قاطی کردم.

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

لنگر در اسلام

حکومت بسیار ناجوانمردانه بازی می کند. اصول بازی حکومت مبتنی بر لنگر انداختن در اسلام است یعنی تا می تواند پایه های خود را با پایه های اسلام محکم می کند و این موضوع را می توان در اعمال مختلف دولت مشاهده کرد. اینگونه عملکرد حکومت منجر به این شده که با سست شدن پایه های حکومت پایه های اعتقادی مردم نیز سست بشود. در عمل حکومت جهت استحکام خود از اسلام استفاده می کند ولی با اینکار اسلام را سست کرده است. ممکن است سست شدن اسلام هم اکنون قابل مشاهده نباشد، ولی در صورتی که حکومت مقداری انعطاف به خرج دهد و یا اینکه سقوط کند، این عدم اعتقاد مردم بسیار نمایان خواهد شد.

در واقع حکومت لنگر در اسلام انداخته و آن را با خود می برد!

من اعتقاد به صلح دارم

‫ما چه می خواهیم؟ سئوالی است که شاید در ذهن ها می چرخد. اعتقادات من شاید جوابی باشد به بعضی از این سئوال ها. یک قسمت فرعی از ااعتقادات من این است که شاید اعتقادات من صحیح نباشد و این شاید آن چیزی است که ما می خواهیم. یعنی می خواهم افراد اگر هم به طور حتم به موضوعی اعتقاد دارند اجازه تفکر آزاد را از بقیه سلب نکنند. بنابر این اصل، شاید همین نوشته بیانگر اعتقادات مردمی که هم اکنون قیام کرده اند نباشد.

حال اصل مطلب. ما به همکاری و همفکری اعتقاد داریم. ما به دست داشتن تمامی مردم در اداره جامعه و حکومت اعتقاد داریم. ما به گوسفند فرض نکردن مردم اعتقاد داریم. ما اعتقاد داریم که همه باید بدانند و یا حدالقل هر کسی که می خواهد باید بتواند که حقیقت را بداند و هر کسی باید بتواند نظر خود را اعلام کند. در نهایت ما به صلح اعتقاد داریم.

بنابر این اعتقادات ما چگونه عمل خواهیم کرد. ما به صلح اعتقاد داریم، لذا دست از خشونت خواهیم کشید. ما به دانستن حقیقت اعتقاد داریم لذا دروغ نخواهیم نوشت. ما به همکاری و هم فکری اعتقاد داریم لذا تا زمانی که اجازه همکاری و هم فکری داده نشود به گونه ای عمل خواهیم کرد که به ضرر حاکمان تمام شود، حتی اگر به ضرر ما باشد. ما به گونه ای بازی خواهیم کرد که این بازی یا برد برد باشد یا باخت باخت.

پی نوشت. حقیقتش خیلی دلم می خواهد چند تا بسیجی رو بکشم. این رو نوشتم تا شاید جلوی خودم رو گرفته باشم.

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

از کجا زندگی کردن در یک حکومت دیکتاتوری را می توان تشخیص داد

‫چندین نشانه جهت تشخیص حکومت دیکتاتوری وجود دارد که در زیر به آنها اشاره خواهیم کرد:
1- ترور شدن مخالفین دولت توسط اپوزاسیون های نظام
2- وجود عکس پیشوای محبوب بر روی در و دیوار ساختمان های دولتی
3- توزیع ساندیس و مخلفات در هنگام برگزاری تظاهرات مردمی
4- توزیع باطوم هنگام تظاهرات غیر مردمی
5- اعلام وجود آزادی بیان توسط زندانیان سیاسی
6- ترقیب مردم به جلوگیری از اصراف و ترویج و تشویق ساده زیست بودن
7- خوب بودن رئیس جمهور و بد بودن دشمن
8- وجود عوامل نفوذی و اغتشاش گر بیگانه در بین مردم
9- کاهش بیکاری و افزایش سطح زندگی در هنگام رکود جهانی
10- کاهش بیکاری همیشه


۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

کره شمالی، کره جنوبی، ایران

برای اونها که همه چیز رو تقصیر مردم می اندازند.

‫کره یکی بود. بعد از جنگ جهانی دوم ابر قدرت ها کره را نصف کردند، یکی شد شمالی، دیگری شد جنوبی. آدم ها یکی، سیستم ها متفاوت. یکی برای پیشرفت طراحی شده بود و دیگری برای گسترش فرهنگ خودش. الان جفتشون هنوز هستند. تو یکی مردم آزادند و در حال پیشرفت و در دیگری هنوز موبایل و اینترنت وجود ندارد، مردم گشنه اند و نیاز به کمک های چین برای سیر کردن مردم دارند.

تاثیر سیستم بر کیفیت زندگی مردم بی همتاست. مردم ایران، افغانستان و آمریکا همه همون آدمند، فقط نظامی که بینشون وجود داره متفاوت است. پس لطفا دیگه نگید مردم فرهنگ ندارند.

یه نکته دیگه هم که لازم است بهش اشاره کنم اینه که متاسفانه انگار ایران تو نیم کره شمالی قرار گرفته.