۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

چگونه مادربرد بخریم.

قبل از اینکه برد مادر را بخریم لازم است که سی پی یو را انتخاب کنیم. برای اینکار به پست قبلی مراجعه کنید. ... (کردید؟) ... یادتون باشه که سعی کنید که جدیدترین سی پی یو ها را انتخاب کنید :)
با مشخص شدن سی پی یو انتخاب‌های شما به مدل ای ام دی و یا اینتل محدود خواهد شد. علاوه بر این با توجه به مدل سی پی یو برد مادر باید که سوکت خاصی را دارا باشد. برای مثال اکنون(تیر ۹۰) جدید ترین سی پی یو برای ای ام دی am3+ (به جز سی پی یو‌های سرور) و برای اینتل Socket 1156 LGA و Socket 1366 LGA می‌باشد.
برای مشاهده برد‌های مادری که برای سی پی یوی شما مناسب می‌باشد می‌توانید به newegg و یا دیگر سایت‌های خریدی که ممکن است در اینترنت پیدا کنید سر بزنید. نکته‌ای که هنگام خرید لازم است به آن توجه داشته باشید این است که در این جا نیز سعی کنید که از جدیدترین تکنولوژی بهره ببرید. این البته اغلب به معنی خرید ارزان‌تر می‌باشد! چرا که چیپ‌ست‌های جدید در خارج با قیمت‌های اولیه کمتری وارد بازار می‌شوند و با اینکه موجب به کاهش قیمت چیپست‌های قدیمی‌تر می‌شوند ولی در کشور جناب اسمشو نبر این کاهش اغلب دیر رخ می‌دهد.
چیپست‌ها در عمل قلب بردمادر بوده و قطعات مختلف برد توسط آن به هم متصل می‌شوند. اغلب برد‌ها دو عدد چیپست دارند که چیپ ست شمالی ارتباط سی پی یو و رم و باس پی سی آی را برقرار کرده و به آن توجه کردن کافی می‌باشد. برای مثال برای بردهای amd3+ در حال حاضر ۲ سری چیپست سری ۸۰۰ و ۹۰۰ وجود دارد. واضح است که در صورت وجود در بازار، خرید مادر برد‌هایی با چیپست سری ۹۰۰ بهتر می‌باشد.
مورد دیگری که هنگام خرید برد مادر لازم است به آن توجه کنید لوازم مورد نیاز شما می‌باشد. برای مثال دو برد GA-970A-D3 و GA-990FXA-UD7 را در نظر بگیرید. اولی ۹۹ دلار و دومی ۲۵۰ دلار می‌باشد. در حالی که برد دوم فقط هنگامی می‌باشد که بخواهید ۶ گرافیک کارت را در بردتان نصب کنید. این عمل فقط در صورتی برایتان فایده خواهد داشت که اولا چند برنامه نویس خیلی خفن داشته باشید و دوما اینکه پول اضافه داشته باشید!
در مورد مارک‌های متفاوت هم من زیاد سر رشته‌ ندارم ولی خرید اغلب مارک‌های معروف (msi, gigabyte, asus, asrock) تا وقتی که گارانتی معتبر دارند مهم می‌باشد. گارانتی ای معتبر حساب می‌شود که اولا دوستان شما از آن استفاده کرده باشند و یا دستگاه اصلا خراب نشده باشد و یا در صورت خرابی شرکت بدون گیر دادن برد را تعمیر کرده باشد. لذا مهم است که اگر گارانتی خاصی کار شما را راه نیانداخت حتما به دوستان خود گوشزد کنید :).
البته در صورتی که می‌توانید از خارج بگیرید، این به نظر من بهترین انتخاب می‌باشد. من که شخصا از گارانتی در ایران خیری ندیده‌ام لذا با اینکه این محصولات در کشور شامل گارانتی نمی‌شوند ولی پول اضافه نیز برای گارانتی نداده‌اید! توجه داشته باشید که در ایران باید پول اضافه برای گارانتی بپردازید و علاوه بر آن پول گمرکی و دلالی نیز باید محاسبه بشود. در حالت کلی قیمت قطعات در ایران نسبت به خارج (آمریکا) حدود ۳۰ درصد گرانتر می‌باشد.
در پست بعدی مقدار کوتاهی در مورد خرید کارت گرافیکی نیز صحبت خواهم کرد.

۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

چگونه یک کامپیوتر خوب بخریم - سی پی یو

انتخاب تیتر مقداری سخت بود چرا که می‌خواستم هم توجه را جلب کند هم می‌خواستم که منظور را برساند. شاید بهتر بود که عنوان این نوشته به «چگونه خوب یک کامپیوتر بخریم» تغییر داده می‌شد چرا که منظور من از یک کامپیوتر خوب کامپیوتری است که نسبت کارایی به قیمت آن بیشتر باشد. وگرنه واضح است که مامان بزرگ من هم می‌تواند با خرج کردن حقوق بازنشستگی یک سالش یک کامپیوتر خوب بخرد.
علاوه بر این شاید بهتر بود که تیتر به «چگونه در ایران یک کامپیوتر خوب بخریم» تغییر داده می‌شد. در خارج خرید کامپیوتر بسیار آسان‌تر است. شما به راحتی می‌توانید با مراجعه به یکی از چند سایت معروف (آمازون، گوگل، نیواگ، ای بی (دست دوم ولی قیمت‌ها عالی) و ... )‌ سیستم مورد نظر خود را پیدا کنید و با ارزان‌ترین قیمت آن را خریده و به پشت در منزل خود حواله کنید. در ایران ولی وضع متفاوت است!
اولا فعلا سایتی که لیست قطعات موجود در ایران را داشته باشد وجود ندارد. البته سایت‌های زیادی وجود دارد که تلاششان قابل تقدیر است ولی اغلب ناکامل هستند و قیمت‌هایشان نیز مقداری بیشتر از بازار است. برای مثال شخصا هنگام خرید سیستم (اصطلاح بازاری :) ) به این سایت‌هایی که ته پست لیست کرده ام مراجعه می‌کنم. البته من بیشتر برای بدست آوردن قیمت و دیدن کالاهای موجود در بازار به اینها سر می‌زنم.
علاوه بر این اغلب فروشندگان مثل سگ دروغ می‌گویند (دور از جون سگ). یک بار می‌خواستم یک مادر برد با چیپ ست ایکس و مارک ایگرگ از نوع زد بخرم. تو پاساژ علائدین یک مغازه می‌گفت که ما نمایندگی ایگرگ هستیم و برد را هم داریم. دو تا مغازه اونور تر می‌گفت که برد زد وارد نشده، یه طبقه پایین‌تر یکی می‌گفت که مارک ایگرگ تو ایران وارد نمی‌شه و تو بازار نیست. بیرون پاساز هم یکی می‌گفت که اصلا چیپ ست ایکس تو ایران وجود نداره. ضمنا تو این پاراگراف اصلااغراق نکردم!
جاهایی که سیستم رو خودشون می‌بندند که افتضاح تره.یه ماه برای امتحان از یکیشون قیمت گرفتم، یه سیستم ۲۰۰ تومانی رو رسما برای من ۳۵۰ تومان حساب کرد. افتضاح موضوع وقتی بیشتر معلوم می‌شه که اغلب فروشنده‌ها از سوکت‌های جدید خبر ندارند و اغلب سعی می‌کنند که مادر برد‌هایی با سوکت‌های قدیمی‌تر رو به مردم بندازند، ببخشید بفروشند.
حالا ما چه کنیم. روش من در خرید به این شکل است:
اولین کار مشخص کردن جدیدترین سی‌پی‌یو‌ها می‌باشد. اگر می‌خواهید که سیستم ارزان‌تر بخرید یک سی‌پی‌یوی جدید ولی ارزان‌تر بخرید. برای مثال با توجه به ویکی پدیا الان جدید‌ترین سی‌پی‌یو‌های بازار Core i3-2100 و Core i5-2390T و Core i7-2600 و برادرانشان می‌باشد که در فوریه ۲۰۱۱ (باز هم با توجه به ویکی پدیا و لینک‌های زیرش) به بازار عرضه شده اند. توجه داشته باشید که یک مغازه دار به راحتی ممکن است به شما Core i3-530 را ارایه کند که احتمالا نزدیک به ۳۰ درصد ضعیف‌تر از جدید‌ترین سی پی یو می‌باشد.
در اینجا لازم است که به پروسسور‌های ای ام دی هم اشاره‌ای بشود. در حال حاظر شخصا به Phenom II X2 ارادت خاصی دارم چرا که به احتمال زیاد به یک Phenom II X4 تبدیل می‌شوند. لیست فنوم‌ها را می‌توانید در Phenom II series ببینید.
هنگام انتخاب سی‌پی‌یو به ۳ چیز توجه داشته باشید: اولا قدرت و قیمت، برای مقایسه این موارد در سی‌پی‌یو ها بهتر است به جا‌هایی مانند high end CPU Chart مراجعه کنید. توجه داشته باشید که در ایران با توجه به وضعیت تحریم‌ها ممکن است قیمت‌ها (ی معقول) تا ۵۰ درصد گرانتر باشد (البته من پیشنهاد می‌کنم چیزی که بیشتر از ۳۰ درصد گرانتر است را نخرید). دوما به موضوع ارتقاع فکر کنید. فعلا سی‌پی‌یو های ای ام دی ارزان‌تر هستند ولی اینتل قابلیت ارتقاع بیشتری دارند. برای مثال قدرت محاسباتی phenom X4 جدید (مال ۲۰۱۱) در حد یک i5 ۲۰۱۱ است ولی قیمت اولی تقریبا ۱۲۰-۱۴۰ دلار و دومی ۲۰۰-۲۵۰ دلار است. واضح است که اگر بعدا حاضر بودید ۳۵۰ دلار بدید می‌توانستید دومی را ارتقاع بدهید. البته در خارج با آمدن سی پی‌یو های جدید قیمت دست دوم این قطعات به شدت افت می‌کند ولی در ایران اغلب اینطور نیست. لذا بهتر است که زیاد روی ارتقاع حساب باز نکنید.
پس از انتخاب سی‌پی‌یو لازم است که مادر برد را بخرید که در
پست بعد به آن اشاره خواهم کرد.






لیست سایت‌های مورد استفاده این جانب:
digikala.ir - http://rayansaba.com/ -http://rayaneh.com/

اگر سایت دیگری سراغ دارید یه کامنت بگذارید.

پیش فرض

بعضی وقت‌ها مشخص کردن پیشفرض‌ها مهم‌تر از حل مسئله است.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

Genius Graphic tablets

Genius Graphic Tablets are CRAP. Contact me if you need reasons :)

۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه

تعریف دوست و دشمن ۴

در پست قبل این نتیجه رو ارایه کردم که دوست و دشمن بودن مرتبط با سیاست گذاری رفتاری در ما می‌باشد. حالا سئوالی که از اول برای من مطرح شده بود مشخص‌تر است. در واقع من می‌خواهم بدانم که نسبت به چه کسانی باید در زندگی سیاست‌های «دوستانه» داشته باشم.

با توجه به اینکه قبلا من همه را مشمول سیاست‌های دوستانه می‌کردم و حالا نیز نمی‌خواهم (نمی‌توانم؟) که تغییرات رادیکالی در رفتار خودم ایجاد کنم تصمیم دارم که از یک سیستم بلک لیست استفاده کنم. یعنی همه می‌تونن دوست باشند منهی افراد مشخصی.

خب حالا این افراد کی باشن؟ به نظر می‌رسد که من نمی‌خواهم که این لیست منوط به طرز تفکر فرد نسبت به دنیا باشد. یعنی همون قدر برای من مهم است که فردی به k تا (k>=0) خدا اعتقاد دارد که برایم مهم است که آن فرد پرسپولیسی است یا استقلالی یا اینکه از ادیتور vi استفاده می‌کند یا emac یا با ویندوز حال می‌کند یا لینوکس.

چیزی که مهم به نظر می‌رسد این است که این افراد ظالم هم از نظر اعتقاداتی و هم از نظر مادی نباشند. خب منظور از ظالم از نظر مادی که تقریبا مشخص است و احتمالا قبلا هم در زمره دوستان من و یا دیگران قرار نمی‌گرفتند. منظور از ظالم از نظر اعتقاداتی
به این معنی که سعی در تحمیل اعتقادات خود به من نداشته باشند. یعنی اینکه افرادی که بیایند و سعی کنند روی سیستم من emac نصب کنند، و یا کلاس عقیقدتی سیاسی در راستای برتری ویندوز نسبت به لینوکس ارایه کند و من را مجبور به نشستن در آن کلاس کنند.

حالا می‌رسیم سر اصل مطلب. با توجه به تجربیات به نظر مناسب می‌رسد که افرادی که رفتار ظالمانه را نیز محکوم نمی‌کند بهتر است شامل رفتار دوستانه نشود.

باز هم زیاد شد. به نظر می‌رسه که فکر کردن خیلی راحت‌تر از نوشتنه! خب این برادر اصل مطلب رو هم بزاریم واسه پست بعد!

۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

تعریف دوست و دشمن ۳

خب دوباره تو پست قبلی سعی کردم که دوست و دشمن رو تعریف کنم. اشتباه بود عزیز! خیلی قضیه رو پیچیده کرده بودم. خب یه بار دیگه:
مسئله‌ای که هست اینه که اصلا کاربرد دوست و دشمن چیه؟ خب در عمل برای اینه که ما بتونیم راحت‌تر تصمیم گیری بکنیم. ما اطرافیان (و یا حتی وقایع) رو به دو دسته دوست و دشمن تقسیم می‌کنیم تا بتونیم سیاست‌های*۱ متفاوتی را برای هر دسته اعمال کنیم. اینکار موجب می‌شود که زمان تصمیم‌گیری، با بررسی کمتر عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها، و با استفاده از سیاست‌ها تصمیم‌گیری را بهتر انجام بدهیم.

برای مثال در بازی شطرنج یک سیاست کلی می‌تواند این باشد که «در صورت امکان وزیر را بدون از دست دادن مهره ویا مات شدن بزن». با استفاده از این سیاست در صورتی که در یک بازی در چنین وضعیتی قرار بگیرید، شما می‌توانید بدون صرف زمان و بررسی دقیق‌تر نتیجه بعد از انجام این حرکت، حرکتی را که نتیجه احتمالا خوبی دارد انجام بدهید.

در زندگی واقعی ما برای دوستان نیز اغلب چنین سیاست‌هایی می‌گذاریم. برای مثال ممکن است یک نفر سیاست دروغ نگفتن به دوستان را داشته باشد. با اینکار در صورتی که دوستی سئوالی بپرسد فرد می‌تواند، بدون در نظر گرفتن جزییات اینکه تاثیر گفتن حقیقت چه می‌تواند باشد، به او حقیقت را بگوید. یا بدون اینکه در صورت درخواست دوست برای قرض پول، آن مبلغ را فراهم کند.

انسان در مقابل دشمنان نیز چنین سیاست‌هایی را بکار می‌گیرد. برای مثال در مقابل سئوال از دشمن فرد مورد نظر الزامی به گفتن حقیقت نداشته و ممکن است سیاست راندوم گویی را پیش بگیرد. یا در صورت نیاز فرد به وسیله‌ای تلاش خود را برای فراهم نکردن آن وسیله صرف کند.

خب، «حالا راضی‌ام از خودم» ® دیگه سعی می‌کنم تو پست بعدی واقعا یه معیار خوب برای انتخاب دوست و دشمن ارایه کنم.


۱- سیاست:policy
®- تمامی تریدمارک‌ها متعلق به صاحبان گرامی می‌باشند
«راضی‌ام از ضمیر» متعلق به شخص احمد رونقی می‌باشد

۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

تعریف دوست و دشمن ۲

آقا من اذان می‌کنم که این پست اشتباه بود. البته فکر کنم که برای چرک نویس ذهنی من خوب بوده ولی در هر صورت کلیت مطلب نوشته شده اشتب است. خب پست بعدی درستش می‌کنم...

تو پست قبلی گفتم که چرا به این نتیجه رسیدم که باید تعریف دوست و دشمن رو عوض کنم. خوب که فکر می‌کنم می‌بینم که کاری که من می‌خواستم انجام بدم این بوده که پروسه انتخاب دوستان رو عوض کنم نه اینکه تعریف دوست و دشمن رو عوض کنم. حتی نکته اینجاست که من قبلا اصلا به تعریف دوست و دشمن توجه نکرده بودم.
خب حالا برای اینکه پروسه بهتری رو برای انتخاب دوستان برای خودم مشخص کنم، به این تعریف توجه می‌کنم، اول دشمن: در دیدگاه نفر سوم، نفر اول دشمن نفر دوم است اگر حاظر باشد که برخلاف منافع خودش (از نظر شخص اول) عمل کند تا برخلاف منافع نفر دوم (از نظر شخص اول) عمل کرده باشد.


بر این اساس تعریف دوست هم این شکلی می‌شه: در دیدگاه نفر سوم، نفر اول دوست نفر دوم است اگر حاظر باشد که برخلاف منافع خودش (از نظر شخص اول) عمل کند تا به نفع نفر دوم عمل کرده باشد.


به به! به تئوری نسبیت عام گفته زکی.


حقیقتا امروز زیاد طول کشید که این رو بنویسم. بقیه‌اش واسه پست بعدی.


۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

تعریف دوست و دشمن

یه چند وقته که نتیجه گرفتم باید واژه دوست را حداقل برای خودم، دقیقتر تعریف کنم. قضیه از اینجا شروع می‌شه که قدیم‌ترها من یه تئوری داشتم که آدم می‌تونه با هر خری دوست بشه. با این تئوری بود که وارد دانشگاه شدم و دیدیم که چند تا آدم هستند که از قضا ریش هم دارند. من هم مثل گاو سرم رو انداختم پایین و با همشون رفیق شدم از بیخ! حالا شما من منطقی رو بگیر که با چند نفر رفیق شدم که فکر می‌کنن فردا امام زمان ظهور می‌کنه.
کار تا جایی جلو رفت که حتی با چند تاشون سعی کردم که یه گروه برنامه نویسی بازی راه بندازیم. ما بچه بودیم و سر به هوا، دیدیم که کار خوب جلو نمی‌ره. تو یکی از جلسه‌ها تصمیم گرفتیم که یکی رو رییس کنیم، که یه کم دیکتاتور بازی در بیاره دستور بده بقیه کار کنن. نمی‌دونم چی شد که یه کم با منطق که بازی کردیم تصمیم گرفتیم که من رییس بشم (فکر کنم یکی شون سر به هوا بود یکی شون سال پایینی بود و یکی شون هم حال دستور دادن نداشت.)
این وسطها بود که یه هو رگ مسلمونی یکی از این بسیجی‌ها (این یکی دقیقا!) گل کرد که الا بلا بنابر قائده نفی سیبیل آقای بختیاری نباید رییس بشه چون خب معتقد نیست  و از این حرف‌ها. اون دو نفر دیگه هم دیدن «منطقیه» دیگه و خب از اینجا. البته بعدها بود که مشخص شد که اون بسیجی اولیه اصلا از اون دو آتیشه‌ها بوده و احتمالا باباش هم یه جورهایی ... آره دیگه.
اینجور تصمیم‌گیری‌ها یه دو سه بار دیگه هم تکرار شد تا اینکه یه بار قرار شده که یه گرافیست بیاد تو گروه. من که مشکل نداشتم. ولی خب چون خانوم بود این برادرهای ما به گناه می‌افتادن گفتن که بیخیال شیم. دیدم که نه بابا نمی‌شه بکشیم بیرون بهتره. 
با این اوصاف من کشیدیم بیرون، گفتم که فقط دوست باشیم بهتره. رفت تا رسید به انتخابات، احمدی‌نژاد و اسمش رو نبر تقلب کردن اومدن بالا. اون برادرها هم که تاکید داشتند که تقلب نشده. ما می‌رفتیم بیرون کتک می‌خوردیم و آقایایون می‌اومدن و از منطق اعلاحضرت صحبت می‌کردم. اینجا بود که من دیگه کلا بریدم. البته اونموقع دنبال دلیل منطقی نگشتم و فقط جدا شدم. به یکیشون هم کلی توپیدم که تو مزدوری و از این حرفها (البته احتمال زیاد می‌دم که بابای این یکی هم یه جورهایی ... آره دیگه :) ).
حالا که یه سالی از قضیه می‌گذره دارم به عقب نگاه می‌کنم. می‌بینم که مشکل اصلی من توی اون تعریف اولیه بوده. اون تعریف دوست که «هر خری که بتونی باهاش بری دربند». بله باید اذان کنم که این تعریف مشکل داره و متعاقبا باید تعریف جدیدی ارایه کنم.
خب این کار رو سعی میٰکنم تو پست بعدی انجام بدم. چون این یکی خیلی زیاد شد.

۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

تنها نقطه اشتراک

وقتی که خوب به قضیه فکر می‌کنم تنها نقطه مشترک بین انسان‌ها را در قبول اینکه هر کس حق داشتن عقیده خود را دارد می‌بینم. علاوه‌بر این به نظر می‌رسدقبل از اینکه هر گونه همکاری ای بین گروهی از انسان‌ها انجام بشود لازم است که آنها از حق دیگری در بیان اعتقادات خود دفاع کنند.

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

مهم نیست که کی هستم، مهم اینه که چی می گم. واقعا؟

متاسفانه توی جامعه ما جا افتاده که حمله شخصی(argument against the person) با بررسی لیاقت شخص برای ارایه مستندات اشتباه گرفته بشه. اغلب هم وقتی که فردی این کار رو می کنه از این استدلال استفاده می کنه که: "مهم نیست که کی هستم، مهم اینه که چی می گم".
نکته اینه که شما وقتی می تونید بگویید که حمله شخصی نادرسته که در استدلالتون فقط از اطلاعاتی که توسط عام (در جامعه مورد نظر) قبول هستند استفاده کنید. برای مثال اگر شما بگید که: "زمین تخت است، چون اگر نبود یک توپ همواره به طرف پایین می غلتید." من بعد نمی تونم بگم که: "اینجور نیست چون تو خنگی!"
از طرف دیگر اگر کسی بگوید که: "پشت کوه علفزار نیست" من می توانم بگویم: "اینجور نیست چون تو کوری" و یا اگر بگویی که: "تو مثلا با این نوع افراد آشنایی نداری" من می توانم بگویم که: "خالی بند! تو از کجا می دونی؟". در چنین مواقعی کاملا مهم می شود که فرد مقابل مشخصات خود را ارایه کرده باشد تا بتوان صحت ادعاهای او را سنجید.

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

رئیس قبیله و کوتاهی دست بیگانگان

رئیس قبیله گفت: از این به بعد تصمیمات مربوط به این جزیره در داخل خود جزیره گرفته می شود. دیگر استعمارگران نخواهند توانست که با افکار پلیدشون رسم های ما را زیر پا بگذارند.
سپس به یکی از مخالفان خودش اشاره کرد و چشمک زد.
افراد قبیله آدم خورها فریاد شادی سر دادند و مخالف را به طرف مطبخ همراهی کردند.