تیغ طوفان بر تن،
برگها میریزند.
میسرایند ولی،
با صدای طوفان
که دگر روز دوباره خواهم،
بر سر شاخه یک سرو بلند
یا تن یک گل یاس،
نفسی تازه کنم.
بال بگشایم و آماده کنم،
خود را
من برای پرواز.
برگها میریزند.
میسرایند ولی،
با صدای طوفان
که دگر روز دوباره خواهم،
بر سر شاخه یک سرو بلند
یا تن یک گل یاس،
نفسی تازه کنم.
بال بگشایم و آماده کنم،
خود را
من برای پرواز.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
اون گزینه ناشناس واسه کسانی هست که مشخص شدنشون براشون مشکل داره، مثلا یارو تو ایرانه و میخواهد یه چیزی بنویسه که ممکنه مقامات به خاطرش اذیتش کنن.
اگه به دلیل دیگهای مشخصهتون رو نمیگذارید لطفا کامنت نذارید. آدم باید پشت حرفش وایسه. مرسی