خب دوباره تو پست قبلی سعی کردم که دوست و دشمن رو تعریف کنم. اشتباه بود عزیز! خیلی قضیه رو پیچیده کرده بودم. خب یه بار دیگه:
مسئلهای که هست اینه که اصلا کاربرد دوست و دشمن چیه؟ خب در عمل برای اینه که ما بتونیم راحتتر تصمیم گیری بکنیم. ما اطرافیان (و یا حتی وقایع) رو به دو دسته دوست و دشمن تقسیم میکنیم تا بتونیم سیاستهای*۱ متفاوتی را برای هر دسته اعمال کنیم. اینکار موجب میشود که زمان تصمیمگیری، با بررسی کمتر عملها و عکسالعملها، و با استفاده از سیاستها تصمیمگیری را بهتر انجام بدهیم.
برای مثال در بازی شطرنج یک سیاست کلی میتواند این باشد که «در صورت امکان وزیر را بدون از دست دادن مهره ویا مات شدن بزن». با استفاده از این سیاست در صورتی که در یک بازی در چنین وضعیتی قرار بگیرید، شما میتوانید بدون صرف زمان و بررسی دقیقتر نتیجه بعد از انجام این حرکت، حرکتی را که نتیجه احتمالا خوبی دارد انجام بدهید.
در زندگی واقعی ما برای دوستان نیز اغلب چنین سیاستهایی میگذاریم. برای مثال ممکن است یک نفر سیاست دروغ نگفتن به دوستان را داشته باشد. با اینکار در صورتی که دوستی سئوالی بپرسد فرد میتواند، بدون در نظر گرفتن جزییات اینکه تاثیر گفتن حقیقت چه میتواند باشد، به او حقیقت را بگوید. یا بدون اینکه در صورت درخواست دوست برای قرض پول، آن مبلغ را فراهم کند.
انسان در مقابل دشمنان نیز چنین سیاستهایی را بکار میگیرد. برای مثال در مقابل سئوال از دشمن فرد مورد نظر الزامی به گفتن حقیقت نداشته و ممکن است سیاست راندوم گویی را پیش بگیرد. یا در صورت نیاز فرد به وسیلهای تلاش خود را برای فراهم نکردن آن وسیله صرف کند.
خب، «حالا راضیام از خودم» ® دیگه سعی میکنم تو پست بعدی واقعا یه معیار خوب برای انتخاب دوست و دشمن ارایه کنم.
برای مثال در بازی شطرنج یک سیاست کلی میتواند این باشد که «در صورت امکان وزیر را بدون از دست دادن مهره ویا مات شدن بزن». با استفاده از این سیاست در صورتی که در یک بازی در چنین وضعیتی قرار بگیرید، شما میتوانید بدون صرف زمان و بررسی دقیقتر نتیجه بعد از انجام این حرکت، حرکتی را که نتیجه احتمالا خوبی دارد انجام بدهید.
در زندگی واقعی ما برای دوستان نیز اغلب چنین سیاستهایی میگذاریم. برای مثال ممکن است یک نفر سیاست دروغ نگفتن به دوستان را داشته باشد. با اینکار در صورتی که دوستی سئوالی بپرسد فرد میتواند، بدون در نظر گرفتن جزییات اینکه تاثیر گفتن حقیقت چه میتواند باشد، به او حقیقت را بگوید. یا بدون اینکه در صورت درخواست دوست برای قرض پول، آن مبلغ را فراهم کند.
انسان در مقابل دشمنان نیز چنین سیاستهایی را بکار میگیرد. برای مثال در مقابل سئوال از دشمن فرد مورد نظر الزامی به گفتن حقیقت نداشته و ممکن است سیاست راندوم گویی را پیش بگیرد. یا در صورت نیاز فرد به وسیلهای تلاش خود را برای فراهم نکردن آن وسیله صرف کند.
خب، «حالا راضیام از خودم» ® دیگه سعی میکنم تو پست بعدی واقعا یه معیار خوب برای انتخاب دوست و دشمن ارایه کنم.
۱- سیاست:policy
®- تمامی تریدمارکها متعلق به صاحبان گرامی میباشند
«راضیام از ضمیر» متعلق به شخص احمد رونقی میباشد
®- تمامی تریدمارکها متعلق به صاحبان گرامی میباشند
«راضیام از ضمیر» متعلق به شخص احمد رونقی میباشد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
اون گزینه ناشناس واسه کسانی هست که مشخص شدنشون براشون مشکل داره، مثلا یارو تو ایرانه و میخواهد یه چیزی بنویسه که ممکنه مقامات به خاطرش اذیتش کنن.
اگه به دلیل دیگهای مشخصهتون رو نمیگذارید لطفا کامنت نذارید. آدم باید پشت حرفش وایسه. مرسی